الهی!

الهی! من کیستم که تو را خواهم چون از قیمت خود اگاهم از هر چه می پندارم کمترم و از هر دمی که می شمارم بدترم!

الهی! گاه به خود نگرم گویم از من زارتر کیست؟گاهی به تو نگرم گویم از من بزرگوارتر کیست؟

گاهی که به طینت خود افتد نظرم       گویم که من از هر چه به عالم بترم

چون از صفت خویشتن اندر گذرم      از عرش همی به خویشتن درنگرم

الهی! شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی اتش یافت با نور شناخت  تو امیختی از باغ وصال نسیم قرب تو انگیختی باران فردانیت بر گرد بشر ریختی با اتش دوستی اب و گل بسوختی تا دیده عارف به دیدار خود اموختی.

خدایا...

خداوندا ما را به سوی توبه ای که محبوب تو باشد بگردان و از انچه منفورست برکنارمان دار پروردگارا هر گاه بین دو نقصی در دین یا دنیا قرار گرفتیم پس نقص را بر انچه ناپایدارتر است وارد کن و توبه را نسبت به انچه پایدارتر است قرار ده و اگر دو تصمیم گرفتیم که یکی از ان دو تو را خوشنود می گرداند و دیگری خشمت را بر می انگیزد پس ما را به سوی انچه خوشنودیت در انست بکشان و نیرویمان را نسبت به انچه موجب سخطت گردد سست گردان و ما را به خودمان وا مگذار که نفسمان گزیننده باطل است مگر تو توفیق دهی و دستوردهنده به زشتی است مگر تو رحم کنی.خداوندا توانی جز نیرویت نداریم و جز به یاری تو قدرتی نداریم پس دست ما بگیر و پشتیبان ما به سوی صلاح باش و دیدگان دلهایمان را از انچه مخالف محبت توست فرو بند و اعضایمان را از گزینش معصیت باز دار و تپش دلهایمان جنبش اعضایمان به هم خوردن چشمهایمان و چرخش زبانهایمان همگی را در انچه موجب ثواب تست قرار ده.(صحیفه سجادیه)

خدایا...

 

خدایا

من در کلبه فقیرانه خود ...

چیزی دارم ..

که تو در عرش کبریائی خود نداری .....

من چون توئی دارم ....

و تو چون خود نداری....

( امام سجاد علیه السلام )

از صحیفه ی سجادیه

...خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا به آنچه به دیگران عطا کرده ای میازمای، و آنان را به آنچه از من بازداشته ای، به آفتِ سرکشی و تکبر دچار مکن، تا سبب شود بر آفریدگانت رشک برم و حکم تو را خوار شمرم...

...ای آنکه شگفتی های بزرگ تو را پایانی نیست، بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را از گمراهی در شناخت عظمت خود باز دار...

(صحیفه ی سجادیه، ترجمه ی محمد مهدی رضایی)

از صحیفه ی سجادیه

خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا در برابر آن کس که بر من ستم می کند، توانایی ده، و در مقابل آن کس که با من به ستیز برخاسته، زبان گویا بخش، و بر آن که با من دشمنی می ورزد، پیروزی ده، و در برابر آن کس که مرا می فریبد، چاره سازی عنایت کن، و در برابر آن کس که مرا زبون خود می خواهد، نیرومند گردان. توانم ده که دروغ آن کس را که بر من عیب می گیرد، آشکار کنم، و از دست آن کس که در پی آزار من است، رهایی یابم، و توفیقم ده تا از کسی فرمانبری کنم که مرا به راه راست می برد، و در پی کسی روم که مرا به جاده ی خیر و صلاح می کشد.

خداوندا!

 

 خداوندا!تو ما را جاهل خواندی از جاهل جز از جفا چه اید؟

 تو ما را ضعیف خواندی از ضعیف جز از خطا چه اید؟!

خداوندا!برنیامدن ما با نفس خود از ان ضعف انگار و دلیری و شوخی ما از ان جهل انگار.

خداوندا تو ما را برگرفتی و کس نگفت که بردار اکنون که برگرفتی بمگذار و در سایه لطف خود می دار!

               گر اب دهی نهال خود کاشته ای        ور پست کنی بنا خود افراشته ای

               من بنده همانم که تو پنداشته ای      از دست  میفکنم چو  برداشته ای 

ترنم عاشقانه

 

معبودا بس است مرا این عزت که بنده توام و بس است مرا این افتخار که تو پروردگار منی.

خداوندا تو همانگونه ای که من دوست دارم مرا انگونه قرار ده که تو دوست داری.

    از مناجاتهای حضرت علی علیه السلام

دعا

خدایا !
دلم را همچون نی لبكی چوبین بر لبهای خود بگذار و زیبا ترین نغمه هایت را در فضای زندگی مردمان مترنم كن چنان بنواز دلم را كه :
هر جا نفرتی هست، عشق باشم من.
هر جا زخمی هست، مرهم باشم من.
هر جا تردیدی هست،  ایمان باشم من.
هر جا نا امیدی هست، امید باشم من.
هر جا تاریكی هست، روشنایی باشم من.
هر جا غمی هست، شادمانی باشم من
خدایا!
توانم ده تا دوست بدارم، بی چشمداشت و بفهمم دیگران را حتی اگر نفهمند مرا!

الهی

- الهی
خروس را سحر باشد و حسن را نباشد.
- الهی
اگر چه درویشم ولی داراتر از من کیست چون که تو دارایی منی.

- الهی

 همه تو را خوانند:‌ قمری به قوقو، پوپك به پوپو، فاخته به كوكو، حسن به هوهو.

- الهی
اگر ستار العیوب نبودی، ما از رسوایی چه می کردیم.

- الهی

چون تو حاضری چه جویم، و چون تو ناظری چه گویم .

- الهی

شكرت كه دل بی دردم را به درد آوردی .

- الهی

آتشم ده تا خود را بسوزانم، بسوزانم خود را قبل از اینکه بسوزانندم؛

آتشی ده از وجود مقدست که از گرمای تو سوختن همه آرزویم است.

- الهی

شنیدم گفتی كه چه كنم با مشتی خاك مگر بیامرزم.

-الهی

در شگفتم از آن كه كوه را می شكافد تا به معدن جواهر دست یابد و خویش را نمی كاود تا به مخزن حقایق برسد

-الهی

خدا خدا گفتن مجازی ما كه این همه بركت دارد اگر به حقیقت گوییم چون خواهد بود.

-الهی

تا كنون به نادانی از تو می ترسیدم و اینك به دانایی از خود میترسم.

-الهی

موج از دریا خیزد وبا وی آمیزد و در وی می گریزد و از وی ناگزیر است (انا لله وانا الیه راجعون)

-الهی

در شگفتم كه با نادانی در اندوهیم و با دانایی اندوهگینتر.

-الهی

اگر مذهب نباشد غفار كیست، واگر قبیح نباشد ستار كیست.

-الهی

اگر من بنده نیستم تو كه مولای من هستی

-الهی

آن كه از مرگ می ترسد از خودش می ترسد

-الهی

تا تو لبیك نگویی من كجا الهی گویم

-الهی

شكرت كه به بلای شهرت دچار نشدیم

-الهی

از توبه هایم توبه كردم

-الهی

این آفریده كه بدین پایه مهربان است، آفریننده وی در چه پایه است؟

-الهی

عمری كو، كو می گفتم وحالا هو، هو می گویم.

-الهی

شكرت كه از تقلید رستم و به تحقیق پیوستم.

-الهی

تو پاك آفریدی ماآلوده كرده ایم.

-الهی

اگر از من پرسند كیستی چه گویم؟

-الهی

بسیار كسانند كه دعوی بندگی كرده اند ودم از ترك دنیا زده اند، تا دنیا بدیشان روی آورد به همه جز وی پشت پا زدند.

-الهی

دست با ادب دراز است و پای بی ادب

-الهی

ما را یارای دیدن خورشید نیست دم از دیدار خورشید آفرین میزنیم!

-الهی

عقل گوید "الحذر الحذر" عشق گوید "العجل العجل" آن گوید دورباش این گوید زود باش!

-الهی

از من آهی و از تو نگاهی

 

برحمتک یا ارحم الراحمین

 

از کتاب الهی نامه ی علامه حسن زاده ی آملی