مهر ودیدار...
پیر طریقت گفت:
مهر و دیدار هر دو بر هم رسیدند
مهر دیدار را گفت:تو چون نوری که عالم افروزی.
دیدار مهر راگفت:تو چون اتشی که عالم بسوزی.
دیدار گفت:من چون جلوه کردم غمان از دل برکنم.
مهر گفت:من باری غارت کنم دلی که بر او رخت افکنم.
دیدار گفت:من تحفه ممتحنانم.
مهر گفت:من شورنده جهانم.دیدار بهره اوست که او را به احسان و نیکی شناسد از
احسان و نیکی ها به او رسد.مهر بهره اوست که او را هم به او شناسد از او به احسان و نیکی ها رسد نه از نیکی ها و احسان بدو.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ ساعت 20:43 توسط نسترن
|
بودن،