پیر طریقت گفت:

مهر و دیدار هر دو بر هم رسیدند

مهر دیدار را گفت:تو چون نوری که عالم افروزی.

دیدار مهر راگفت:تو چون اتشی که عالم بسوزی.

دیدار گفت:من چون جلوه کردم غمان از دل برکنم.

مهر گفت:من باری غارت کنم دلی که بر او رخت افکنم.

دیدار گفت:من تحفه ممتحنانم.

مهر گفت:من شورنده جهانم.دیدار بهره اوست که او را به احسان و نیکی شناسد از

احسان و نیکی ها به او رسد.مهر بهره اوست که او را هم به او شناسد از او به احسان و نیکی ها رسد نه از نیکی ها و احسان بدو.