همنشین حضرت داود (ع)
حق تعالی فرمود:"فردا از شهر بیرون رو اول کسی که تو را پیش اید او بود"
چون داود بیرون رفت شخصی را دید که پشتواره ای هیمه در پشت می اید.بر وی سلام کرد و از احوال وی پرسیدکه:"معامله تو با حضرت خداوندی چه چیز است که بدان وسیلت مرتبه مرافقت و مجالست انبیا یافته ای در بهشت؟"
گفت:من هر روز از این پشتواری هیمه به دست خویش جمع می کنم و بر پشت به شهر اورم و به یک درم بفروشم.پیرمادری دارم دو دانگ در وجه نفقه او نهم دو دانگ در وجه نفقه عیال نهم و دو دانگ بر درویشان و محتاجان صرف کنم".
داود گفت:"برو که حق است تو را رفیق انبیا باشی".پس داود گفت:"بیا به نزدیک من می باش تا من هر روز این یک درم به تو می دهم تا تو چنانکه در بهشت رفیق من خواهی بود اینجا هم رفیق من باشی".
درویش گفت:"من این مرتبه که در بهشت رفیق تو خواهم بود به کسب دست و رنجبری و بارکشی یافته ام.چون از ان دست بدارم این مرتبه نماند.هم بر این منوال بار می کشم و خدمت خدای و بندگان خدای می کنم تا اجل در رسد مرا در این یابد".
بودن،